پپيشرفت علم و تكنولوژي در جهان معاصر ، چنان شتابي به خود گرفته است كه هر لحظه فاصله زماني ميان يك كشف علمي و كاربرد پردامنه آن كاهش مي يابد در حالي كه در گذشته ، براي يازده كشف بزرگي كه در فاصله ميان اواخر قرن هيجدهم و نيمه اول قرن بيستم انجام گرفت ، بكصد و پنجاه سال وقت لازم بود . طي سي سال بعدي ، يعني از سال 1950 تا 1980 ، اكتشافات بزرگي در زمينه هايي همچون كامپيوتر ، ليزر ، سفرهاي فضايي ، پيوند اعضاي انساني ، استفاده از ماهواره هاي مخابراتي و نظامي ، مهندسي ژنتيك و در بسياري ديگر از رشته ها ، پيشرفتهاي خارق العاده علوم به قلمرو واقعيت قدم نهاد . در دهه 1980 – 1990 شاهد بوديم كه سفينه امريكايي " وياجر " ميليونها كيلومتر راه در فضا طي كرد و از سيارات زحل و عطارد و نپتون گذشت و از حلقه هاي رنگين آنها تصاويري بس شگفت و حيرت آور به زمين مخابره كرد و آنكاه ، قبل از اينكه راهي كهكشان شود ، تصوير حيرت آوري از منظومه شمسي براي زمينيان فرستاد كه در آن ، سياره زمين چون توپ كوچك آبي رنگي در فضاي بيكران شناور بود .
تمام اين شواهد ، نشانگر آن است كه پيشرفت دانش و تواناييهاي بشري ، كه از بيست سال پيش چنين سرعت سرسام آوري به خود گرفته است هنوز نخستين مراحل رشد خود را مي گذراند و به احتمال فراوان هنگامي كه آموزش و بهره برداري از تكنولوژيهاي بيشتري را در زمينه هاي مربوط به دانش بشر و سلطه اش بر محيط بپروراند ، سرعتي باز هم افزونتر كسب خواهد كرد .
با اين ترتيب ، جاي هيچ گونه ترديدي نيست كه شيوه هاي آموزش و تعليم و تربيت و كسب اطلاعات و دسترسي به دانش جهان معاصر ، در جهان شتابنده امروز ديگر نمي تواند منحصر به وسايل ديروز و طرق متعارف قديمي باشد .
از سوي ديگر ، عدم توازني كه ميان تواناييهاي انسان و جريان عظيم اطلاعات در تمدن كنوني وجود دارد ، ضرورت ايجاد وسايل را براي دسترسي به اطلاعات مورد تاكيد قرار مي دهد . دنيا در آستانه هزاره سوم ميلادي ، با انفجار اطلاعات روبه روست . به قولي ، هيچ كس نمي تواند در همه عمرش بيش از دو يا سه هزار عنوان كتاب بخواند . تازه ، خواندن اين تعداد كتاب هم كار خطيري است و مستلزم اين است كه حداقل ، در هر روز پنجاه صفحه كتاب خوانده شود . اما مسئله مهم اين است كه در خلال مدتي كه مطالعه ادامه دارد ، بيش از 20 ميليون كتاب بر تعداد كتابها افزوده خواهد شد . پس مي توان به طور متوسط ، از هر ده هزار كتاب ، يك كتاب را خواند .
اگر جهان را به صورت كل در نظر بگيريم ، يافته هاي علم تقريبا در هر ده سال دو برابر مي شود و البته اطلاعات همراه آن ، در اين مدت 8 تا 10 برابر افزايش مي يابد .
اين جهان عظيم اطلاعات ، براي اينكه در سازمانهاي پژوهشي ، ادارات ، كارخانه ها ، يا در منازل شخصي، به ميليونها استفاده كننده به طور درست منتقل شود ، به مجراهاي ارتباطي خاصي نياز دارد كه براي امواجي كه حامل اطلاعات هستند ، بايد پهناي باند بي اندازه گسترده و سرعتهاي مخابره فوق العاده داشته باشد و در اينجاست كه ماهواره ها ، به كمك مي آيند – اين تكنولوژي تازه اي كه پيشتاز انتقال اطلاعات و اطلاع رساني است . نظريه از ماهواره ها ، سالهاست كه ورد زيان متخصصان بوده و امروزه و در آخرين سالهاي قرن بيستم ، اين رويا صورت تحقق به خود گرفته است .
در حقيقت ، كار با پرتاب اولين " اسپوتنيك " شوروي سابق در اكتبر 1957 شروع شد و به دنبال آن ، فرستادن اولين كپسول حاصل انسان به مدار زمين در آرويل 1961 ، و اولين راه پيمايي انسان بر سطح كره ماه در ژوئيه 1969 ، و در تخقيقات و تجربيات وسيعي كه در بيست سال اخير در زمينه ايجاد شبكه هاي ارتباطي بين قاره اي به عمل آمده است ، راه را جهت استفاده بيشتر از مضا براي انسان فراهم آورد . هم اكنون متجاوز از پنج هزار ماهواره ، در فضاي اطراف زمين در گردش اند .البته تعدادي از آنها ، از كار افتاده و تنها به صورت توده ها ي فلزي بي مصرفي در آمده اند ، ليكن تعداد كثيري نيز ، هنوز در تمام ساعات شبانه روز سرويسهاي مخابراتي و تلويزيوني بين قاره اي را تامين مي كنند . همزمان با اين عمليات فضايي ، در سطح كره زمين نيز روز به روز ، بر تعداد آزمايشگاهها و تاسيسات مخابراتي وسيع و مجهز به ماهواره هاي ثابت ، افزوده مي شود .
توانايي حاصل از اين پيشرفتها ، ظرفيت كاري تجهيزات مخابراتي و ارتباطي را بالا برده و كارآيي شبكه هاي تلويزيوني و مدارهاي تلفني را افزايش داده است – به طوري كه با اطمينان مي توان ، قرن آينده را ، قرن ماهواره ها نام گذاشت .
امروزه ماهواره هاي ارتباطي حتي به صورت مستقيم ، مي تواند يك سوم سطح زمين را زير پوشش قرار دهند . در حقيقت ماهواره ها ، فاصله محدود خط مستقيم را هزاران برابر افزايش داده اند ، به طوري كه چنانچه چندين ماهواره در جاهاي متفاوتي بر فراز زمين و به نحو مناسبي جاي داده شوند ، خواهند توانست در خط مسستقيم با يكديگر و با ايستگاههاي زميني ارتباط برقرار كرده و با تجهيز به يك تقويت كننده ، شبكه ارتباطي جهاني يا شبكه اطلاع رساني يكپارچه اي را تشكيل دهند كه دست كم در اصول ، بتواند هر مقدار اطلاعات را به هر نقطه اي از زمين برساند .
در سالهاي اخير ، پيشرفت درساختن ماهواره هاي پر قدرت ، كه با برخورداري از رديابي فرو سرخ و نوتروني ، به مشاهده و ثبت و گزارش هرگونه حركتي در روي زمين قادر هستند ، مسائل سياسي و رويدادهاي جهاني را تحت الشعاع خود قرار داده است . وزارت دفاع امريكا ، دو سال پيش و قبل از آغاز حمله به عراق ، رسما اعتراف كرده بود : اين ماهواره ها بودند كه درباره نخستين جابه جايي ارتش عراق هشدار دادند . روز دوشنبه 29 بهمن ماه 1371 كه حادثه غم انگيز برخورد هواپيماهاي نظامي در آسمان تهران رخ داد و منجر به كشته شدن بسياري از هموطنان ما گرديد ، قبل از آنكه مردم ايران ، از طريق رسانه هاي همگاني از اين خبر مطلع شوند ، ماهواره " بي بي سي " با ارسال عكسهاي ماهواره اي از محل سقوط هواپيما ، اين گزارش غم انگيز را براي همه جهانيان به تصوير كشيد .
امروزه ، ماهواره ها يك ابزار تكنولوژيكي – اطلاعاتي مناسب ، براي گسترش تعليم و تربيت و آموزش از راه دور و انتقال علم و دانش از آسمان به زمين به شمار مي روند . براي اولين بار در سال 1960 ميلادي بود كه " گاستون برژه " محقق فرانسوي ، در كنفرانس عمومي يونسكو پيشنهاد كرد ، براي پخش برنامه هاي آموزشي در مناطق گسترده از امكانات ماهواده هاي فضايي استفاده شود . از آن زمان ، متخصصان تعليم و تربيت ، برنامه ريزها ، اقتصاددانان و مهندسان علوم ارتباطي ، براي طرح برنامه هاي نويني كه بتواند از ماهواره ها استفاده نمايد ، به فعاليت پرداخته اند . اما چون علوم ارتباطات فضايي شاخه بسيار جديدي از تكنولوژي اطلاعات است و بهره برداري كامل از آن به ايجاد سيستمهاي فني وپيچيده نياز دارد ، اين مسائل گاه براي استفاده از ماهواره ها ، موجب عكس العملهاي ترديد آميز شده است . اما هرچه باشد ، استفاده از چنين ابزاري براي آموزش و گسترش علم در كشورهاي جهان سوم بسيار مغتنم است . مي دانيم كه در چنين كشورهايي ، انجام طرحهاي وسيع آموزشي به روش سنتي ، با مشكلات بي شمار و غالبا غير قابل حل رو به رو مي شود . مشكلاتي از قبيل نداشتن معلم كارآزموده ، فقدان وسايل و تجهيزات ، رشد نا متناسب جمعيت ، نامناسب بودن كتب و جزوات درسي ، ناهمساني امكانات و فرصتهاي آموزشي بين روستا نشينان ومردم شهر ، انزوا و دورافتادگي گروههاي وسيع مردم از مركز فعاليت ، همچنين وجود توده هاي وسيع بي سوادان ، موجب مي شود كه استفاده از امكانات فني و گسترده ماهواره ها كمتر نگران كننده بنمايد ؛ زيرا خود مشكلات نيز بسيار عظيم هستند .
اروپاييان خود ، علي رغم دانش پيشرفته و دسترسي به ابزار جديد تكنولوژيكي ، از ماهواره ها در زمينه هاي مختلف اطلاعاتي و آموزشي استفاده هاي فراوان برده اند . از جمله اين برنامه ها ، تهيه و تنظيم برنامه ماهواره اي جديد بهنتم " دلتا " است كه بر اساس تكنولوژي روز به تعليم و تربيت و اطلاع رساني استوار است و از حروف اول كلمات انگليسي : Developing EUROPEAN Learning Through Technological Advance ( برنامه اروپايي آموزش از طريق پيشرفت تكنولوژيكي ) تشكيل شده است و هدف آن تحقيق و توسعه و بهره برداري از آخرين پديده هاي علمي به منظور آموزش و اطلاع رساني است . غير از برنامه دلتا ، اروپاييان در ژوئيه سال 1989 ميلادي ماهواره " اولمپوس " را كه نخستين ماهواره تجربي – آموزشي اروپايي به شمار مي رود ، به فضا پرتاب كرده اند . هفت كشور اروپايي در تنظيم و تهيه برنامه هاي علمي و آموزشي اين ماهواره ، همكاري مستمر داشته اند و در فضاي اروپا كه تكنولوژي ماهواره ، اساسا در خدمت تفريح و پركردن اوقات فراغت به كار گرفته مي شود ، "اولمپوس" در واقع اولين ماهواره اي است كه به بخش برنامه هاي سطح بالاي آموزشي و علمي مي پردازد.
در شانزدهمين كنفرانس جهاني آموزش از راه دور نيز ، كه با شركت چهارصد تن از محققان و استادان دانشگاههاي سراسر جهان در آبان ماه 1371 در بانكوك تشكيل شد ، بسياري از ماهواره ها براي كارآموزي و اطلاع رساني اختصاص داده بودند .
به هر حال ، امروزه در اين حقيقت جاي هيچ گونه ترديدي نيست كه كشورهاي جهان سوم ، براي حمايت از فعاليتهاي فني وعلمي و بومي خود ، به تكنولوژي اطلاعاتي مناسب نيازمندند . اين كشورها ، در حالي كه حدود 75% جمعيت جهان را در خود جاي داده اند ، فقط 20% درآمد جهاني را فراهم مي آورند و از نظر پتانسيل علمي و تكنولوژيك ، سهم آنان حتي به 5% از سهم كل جهان نمي رسد .
تكنولوژي اطلاعات در كشورهاي جهان سوم ، متاسفانه با دو مشكل بزرگ روبه روست . مشكل اول اين است كه ، اغلب به هنگام داوري درباره ابزار تكنولوژي ، تجزيه و تحليل نسبت هزينه به سود و يا سودمندي هزينه به كارگرفته مي شود . در حالي كه ، دانش انباشته و متراكم است و به طور كلي ،پذيراي تعيين كميت نيست . امروزه ديگر ، نه هزينه هاي گزاف را مي توان با اتكاء به سودها ي موهوم توجيه كرد ، و نه مي توان حداقل هزينه را با ادعاي سودهاي كميت ناپذير پذيرفت . مسئله اين است كه ، روشهاي سنتي تجزيه و تحليل هزينه و سود ، ممكن است ديگر كاربرد نداشته باشد .
مشكل ديگر ، موضوع تاثير تكنولوژي جديد ، بخصوص ماهواره ها ، در زمينه هاي سنتي ، اجتماعي و فرهنگي يك كشور است و شايد اشتباه بيشتر ساكنان كشورهاي جهان سوم ، در اين باشد كه تصور ميكنند ، ماهواره ها تنها ، نقش نقل و انتقال دهنده برنامه هاي تلويزيوني – آن هم از نوع سرگرم كننده و تبليغاتي آن – را بر عهده دارند و با اين پندار ، به اين پديده تازه علمي گاه با شك و ترديد ، و گاه با ترس و وحشت ، و زماني با خشم و نفرت مي نگرند . در حالي كه ، امروزه ماهواره ها در زيربناي ساختار ارتباطات واطلاعات به يك بخش مهم و عمده تبديل شده اند و هيچ كشور ي را نمي توان از چنين پديده هايي بي نياز دانست .
بديهي است تاثير تكنولوژي به زمينه هاي اجتماعي ، سنتهاي تاريخي و فرهنگي و عقيدتي يك كشور ويژگيهاي خاص هريك از مردم آن با در نظر گرفتن سن ، شغل و طبقه اجتماعي بستگي دارد . به طور كلي برخورد نخستين ما ، با يك مفهوم ، يا مواجهه با تكنولوژي يا ماشين جديدي كه قبلأ با آن آشنا نبوده ايم ، و اكنون يك نوآوري تكنولوژيكي به حساب مي آيد ، موجب ايجاد تاثير در ما مي گردد . بعد از دريافت و آگاهي است كه كنجكاوي ما تحريك مي شود ، ترغيب مي شويم كه اين پديده تازه را كشف كنيم ، طرز به كار گرفتنش را بياموزيم ، آن را لمس كنيم و با مهارت آن را به كار بگيريم . از راه اين تاثير است كه اغوا مي شويم و به داشتن و به كار بردن اين تكنولوژي عادت مي كنيم و كمي بعد ، بدون هيچ كوشش اضافه اي به آن معتاد مي گرديم و مانند هر عمل ديگري كه با تكرار آموخته شود ، در زمره عادات ما در مي آيد . عادي شدن " تاثير " به علت تكرار آن ، ما را وامي دارد تا درباره عمر كوتاه تازه هايي كه ما را احاطه كرده اند ، انديشه كنيم و دريابيم كه هر پديده جديدي ، بعد از مدتي تازگي خود را از دست مي دهد . آنچه تا ديروز ما را تحت تاثير قرار داده بود ، پس از گذشت يك سال ، دل آزرده مي شود . يك تكنولوژي نو كه در زمان خود مي توانست ما را تكان دهد ، به كار گرفته مي شود ، و عادي مي گردد ، طرد مي شود يا پذيرفته مي گردد . ما را احاطه مي كند اسير مي كند و هرچند ندرتا براي ما موجد مشكلاتي است ، ولي در اغلب موارد ، ما را در حل مسائل ياري مي بخشد .
در اينكه تكنولوژي ماهواره ، يا هر تكنولوژي جديد ديگر عاملي قوي براي تغيير و دگرگوني است . جاي هيچ گونه ترديدي نيست . اما اين تكنولوژي مي تواند چون ابزاري مفيد به انسان كمك كند تا با استفاده از آخرين پديده هاي عملي ، زندگي دلخواه و آرماني و پربار و پرتلاشي داشته باشد . ضمن اينكه اگر اين ابزار ، نابجا و نادرست و يا با سوء نيت به كار گرفته شود ، مي تواند به صورت نيرويي ويران كننده و مصيبت بار عمل كند .
كشورهاي جهان سوم ، بايد قبل از آنكه به فكر مبارزه با تكنولوژي و يا جلوگيري از اشاعه آن باشند – چيزي كه امكان پذير نيست – بايد به اين امر بينديشند كه ، چگونه مي توان بجا و مناسب از تكنولوژي جديد استفاده كرد و راه صحيح استفاده از آن را به مردم آموخت و به اين ترتيب بر اين اعتقاد صحه نهند كه " عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد " ، و براي ما كه به خداوند بزرگ و خالق عالم هستي ايمان داريم ، چنين باوري سهل و آسان است .
نوشته شده





